تبليغاتX
toxicology
من گم شده ام در دشت فاصله ها

در میان اشباح سیاهی که ریا را به تصویر می کشد

اسیرم،در قفسی به تنگی تن

و غبطه می خورم به حال مرغان عشق

که زیبا ترانه عشق می سرایند

من خاموشم ودر میان سکوت قلبم فریاد می زند

خوشا به حال کبوتر که پرواز می داند

امامن گم شده ام،گم شده ام درمیان الفاظ،میان غربت روح

اینجا کسی زمزمه عشق را نمی داند،اینجا کسی مرا نمی فهمد

اینجا نازگل،نغمه بلبل خریداری ندارد

و من میان این همه نقش ورنگ گم شده ام!

 

+ نوشته شده توسط Dr Nooshin Amini در یکشنبه 10 اردیبهشت1385 و ساعت 9:36 PM |