وقتی برنده ای مرتکب اشتباه می شود ،
می گوید: اشتباه کردم
وقتی بازنده ای مرتکب اشتباه می شود،
می گوید: تقصیر من نبود
برنده بیش از بازنده کار انجام می دهد
و در انتها باز هم وقت دارد
بازنده همیشه آنقدر گرفتار است
که نمی تواند به کارهای ضروری بپردازد
برنده گوش می دهد
بازنده فقط منتظر رسیدن نوبت خود
برای حرف زدن است
برنده گام های متعادلی برمی دارد
بازنده دو نوع سرعت دارد،
یا خیلی تند یا خیلی کند
برنده از اشتباهات خود درس می گیرد
بازنده از ترس مرتکب شدن اشتباه
یاد گرفته که اقدام به هیچ کاری نکند
برنده حتی زمانی که دیگران او را به عنوان یک خبره می شناسند
می داند که هنوز خیلی چیزها را نمی داند
بازنده می خواهد دیگران او را یک خبره بدانند
و این نکته که بسیار کم می داند را هنوز نیاموخته است
برنده متعهد می شود
بازنده وعده می دهد
برنده تا دم مرگ بیشتر از آنچه می گیرد، می دهد
بازنده تا پای جان از این توهم دست بر نمی دارد که
پیروزی یعنی بیش از آنچه می دهی، بگیری
برنده می گوید:
باید راه بهتری هم وجود داشته باشد
بازنده می گوید:
تا بوده همین بوده و تا هست همین است
